پنجشنبه، آبان ۲۷، ۱۳۸۹

یک سال گذشت


مثل همیشه به آدرس داده شده سر زدم.آنچه که دیدم در نوع خود بی نظیر بود.
نویسنده آن وبلاگ به نوعی سرطان پیشرفته مبتلا بود و تحت درمان شدید وتهاجمی قرار داشت.
او از درد هایش می نوشت واز هزینه سنگین درمان سرطان.
یک باردر وبلاگش درخواست کمک مالی کرد ولی بعدا بلافاصله نوشت که شوخی بوده است.هر چند این احتمال وجودداشت که شوخی هم نباشد.
 30بهمن  سال87 در وبلاگش نوشته بود:
"آرزوی خوشبختی برای همه دارم"
و بعد از آن به علت کمای مادر وبیماری خود چیزی ننوشت.
مدتها از او خبری نبود تا آن که
در تاریخ بیست وهشتم آبان 88یکی از دوستانش در وبلاگ نوشت:
"سلام گفتنش برام خیلی سخته . مریم 28 آبان حالش برای همیشه خوب شد.دیگه خبری از درد و سلولهای سرطانی نیست..."
بله او برای همیشه راحت شد و دیگر درد را احساس نخواهد کرد.

امروز یک سال از پرواز این دوست ندیده ام می گذرد.
دوستی که سمبل امید بود و با نوشته هایش به ما امیدواری می آموخت.
یادش گرامی باد

۱ نظر:

Alireza گفت...

با سلام
میدونی هم مطلبتو خوندم هم وبلاگ اون عزیزو خیلی احساساتم جریحه دار شد شاید چون خوب مینویسی شایدم چون مطلب واقعی بود اما به نظرم خیلی کار جالبی نیست که عواطف دیکران رو درگیر مسئله ای با این بار احساسی کنیم