Tuesday، November 04، 2008

انتقال بلاگ

چند صباحي است وبلاگ من در بلاگر قابل مديريت نيست واگر چه مي توانم آن را ببينم اما درج مطلب جديد و ويرايش مطالب خيلي سخت شده است.
به عبارت ساده،بلاگر را كه ميليونها كاربر ايراني دارد مشمول فيل تر كرده اند.
به همين دليل ادامه نوشته هايم را مي توانيد اينجا پيگيري كنيد:
http://pezeshkimany.pib.ir

Saturday، October 18، 2008

رخنه در خواب

رخنه در خواب
فيلمي از زندگي بزرگ مرد آستارا
زنده ياد منصور بني مجيدي
اثر :بكتاش آبتين

قسمت اول:
video


قسمت دوم:


video

Sunday، October 12، 2008

نرم افزار شبيه ساز احيا


چند روز قبل يكي از دوستان اين نرم افزار را به من معرفي كرد و چون برايم جالب بود در اينجا معرفي مي كنم تا از آن استفاده كنيد:
احياء بيماران از مهمترين و حساسترين كارهايي است كه ما پزشكان در بخش اورژانس مي توانيم انجام دهيم.
متاسفانه به علت عدم تمركز به موقع در شيفت شب و همچنين از آنجايي كه تعداد موارد احياء آنقدر زياد نيست كه ملكه ذهن شود،استفاده از اينگونه نرم افزارها مي تواند اشتباه تكنيكي ما را به حداقل برساند.
بعد از هر تمرين و در پايان احيا،نرم افزار به شما مي گويد كه در طي احيا چه كارهاي درست يا نادرستي انجام داده ايد.چقدر از زمان احيا را هدر داده ايد و به چه مقدار از اكسيژن يا ماساژ قلبي به درستي استفاده كرده ايد.
تنها عيب بالقوه اين نرم افزار،تاريخ ساخت آن است كه مربوط به سال 98 يعني ده سال قبل است.كه البته غير از تغييرات احتمالي دارويي ،تغيير اساسي در روند احيا نبايد ايجاد شده باشد.
خوشحال مي شوم اگر نظر خود را بگوييد وتغييرات احتمالي را كه مي دانيد ياد آور شويد.
براي استفاده از اين نرم افزار بايد آن را از حالت فشرده خارج كنيد.سپس روي سي دي بريزيد يا بر روي درايو مجازي سوار كرده ونصب كنيد.
من كه استفاده كردم وجواب گرفتم.اگر شما مشكل داشتيد از خودتان است پس مضطرب نشويد ودوباره امتحان كنيد.

Monday، July 21، 2008

اتاق فكر


بدون شرح


عكس از سايت تابناك

Tuesday، July 01، 2008

منصور بني مجيدي رفت



شاعر بزرگ آستارايي منصور بني مجيدي پس از جدال طولاني با بيماري خود سر انجام
در گذشت
به جرئت مي توان گفت كه درخشندگي آستارا در آسمان شعر ايران مديون زحمات اوست.
روحش شاد
و
يادش گرامي باد

Saturday، June 28، 2008

حسن حسن سينه




دربخش اطفال اساتيد جالب با طيف وسيعي از دانش پزشكي داشتيم.
بعضي ها بيسواد بودند وناشيانه اداي استاد خوب را در مي آوردند وبعضي ها هم سواد داشتند.
با اين تنوع مُدرٌس، گزارشهاي صبحگاهي خيلي شيرين از آب در مي آمد.
يك رزيدنت خوش برخورد ومودب!!! هم داشتيم كه بخاطر معلوليت جسمي در اين رشته پذيرش گرفته بود.بنده خدا خشم خود را جابجا كرده وروي انترنها ودانشجويان خالي مي كرد.از آنجا كه مي دانستيم نوعي بيماري خوني دارد بارها تصميم گرفته بوديم اورا مشتمال گروهي بدهيم و بفرستيم بيمارستان رازي تا حداقل يك ماه آب خنك بخورد.
باري از قصه اصلي مان دور شديم.
محمود كوزه گر هم در اين بخش با ما بود و موجبات شادي ما را فراهم مي كرد.
روزي از روزها كه در جلسه گزارش صبحگاهي نشسته بوديم نوبت به او رسيد.
پرونده را باز كرد وبا نام خدا شروع كرد.
ما انترنهاي پسر هنوز قبل از شروع كار او ،لبخند به لب داشتيم زيرا از روز روشنتر بود كه از پرونده چيزي نمي داند.
او شب قبل در حدود ساعت ده از ديوار پريده وجيم شده وصبح اول وقت برگشته بود.
گفت:
«بيمار كودك 3 ساله اي است كه ديشب آورده شده وخيلي مريض بوده...»
يكي از اساتيد بيسوادكه گويا هنوز از خواب بيدار نشده بود كله تكان داد وگفت:
«آفرين!احسنت
صداي خنده خفيف انترنهاي پسر شنيده شد.
«بعدا برايش سرم و آنتي بيوتيك داديم و حالش بهتر شد و با رزيدنت محترم تماس گرفتيم»
به اينجا كه رسيد يكي از استادان جدي وبا سواد ما اعتراض كرد وگفت :
«آقاي دكتر لطفا دقيقتر بفرماييد .در ابتدا اسم بيمار وسپس شكايت اصلي او را بگوييد
محمود گفت :«اسمش ؟»
سپس قدري پرونده را گشت و گفت:«حسن حسن سينه»
استاد مذكور گفت :«بسيار خوب .حالا شكايت اصلي را بفرماييد»
باز پرونده را ورق زد و ساكت ماند.
چند دقيقه به سكوت گذشت.
و اعلام كرد:«شكايت اصلي ندارد»
استاد گفت:«به هر حال اين بچه به يك علتي آورده شده لطفا آن علت را بفرماييد»
محمود ساكت ماند و قفل كرد.
استاد عصباني پرونده را گرفت وخود به تورق پرداخت.
چند لحظه در فكر رفت وناگهان انفجار خنده او سالن را پر كرد
و گفت:«برو آقاي دكتر !برو بشين»
محمود آمد بغل دست من نشست .
پرسيدم جريان چه بود ؟
گفت:«فكر مي كنم گند زدم
يكي از دوستان از پشت يك پس گردني محكم به او زد وگفت:« ....غ مريض خِس خِس سينه داشت كه تو متوجه نشدي! »
محمود آهي كشيد و ما با موج خنده رفتيم.

Monday، May 26، 2008

درباب كيف پول الكترونيكي!!!


درباب كيف پول الكترونيكي!!!

امروز پنجم خرداد ماه اطلاع رسيد كه حقوق سيصد وهشتادهزارتوماني اردي بهشت را مي توانيم با كارت الكترونيك جديدالصدور خود بگيريم.
از شادي قند در دلم آب شد.قسط هايم را نداده ام به جهنم، اقلا الكترونيك شده بودم.
ساعت ده صبح به بانك رفتم و جماعتي را ديدم كه پشت دستگاه تجمع كرده اند.
پس از توقف كوتاه بيست دقيقه اي بالاخره نوبت به من رسيد و كارت را با افتخار و غرور وارد كردم.
پاسخ داد كه رمز اشتباه است
مجددا وارد كردم.اين بار پذيرفت و موجودي اعلام شد .وقتي مراحل پرداخت را تمام كردم، گفت مقدور نمي باشد!
با خود گفتم حتما اشتباهي پيش آمده وبه داخل بانك رفتم تا ماجرا را براي رياست فرهيخته واقتصاددان بانك تعريف كنم.
رياست محترم كه سرگرم چانه زدن با يكي از سرمايه داران!گرانقدر براي پرداخت بهينه ومطلوب وام بود و اعتراض من كارمند (كه گردش حساب ماهيانه من از پول توجيبي دختر آن بازاري گرانقدر هم كمتر است) برايش اهميتي نداشت، موضوع را به زيردستان متبحر خود واگذار كرد.
به كارمند مربوطه مراجعه كردم و ديدم روي ميزكارمند محترم! دستگاه كارتخوان است.اميدي تازه در دلم ايجاد شد.از وي خواستم كه كارت را در دستگاه بگذارد وپول حقوقم را كامل بدهد،فرمودند نمي شود!گفتم قسط دارم ونمي توانم شهر را دور بزنم تا هربار چهل هزار تومان از هر بانك بگيرم .
فرمودند: بايد حتما از دستگاه بگيريد.
حقير عرض كرد : قانون مي گويد كه در شيفت صبح وبا مراجعه به شعبه اصلي مي توان پول را به اندازه موجودي برداشت كرد ودستگاه مربوط به عصر وشب است ولاغير .
ندا آمد: به شما كارت داده ايم تا بانك خلوت شود وحقوق را از بيرون بگيريد وكارمان كم شود نه اينكه به داخل بانك مراجعه كنيد.تازه قانون را هم خودمان بلديم !
اينجا بود كه پي به اسرار بانكداري الكترونيك بردم
در پايان تشكر ويژه از مسوولان دانشگاه و بانكداري نوين دارم كه ما را الكترونيك كردند وموجبات رفاه پرسنل محترم بانك هم فراهم شد.
و من الله التوفيق

Friday، April 25، 2008


بالاخره شاعران آستارایی هم به این نتیجه رسیدند که متحول شوند و از شرنسخه کاغذی کتاب رها شوند.

مبارک است ان شاء الله!

تهران برای شعر شدن شهر کوچکی ست-داود ملک زاده

Monday، December 17، 2007


نرم افزار يادگيري لايتنر


حدود 6 سال قبل از طريق آگهي جي 5 با روش يادگيري لايتنر آشنا شدم.
به گمانم (يا آنطور كه تبليغ مي كنند)اولين بار جعبه لايتنر توسط آقاي مالكي وبه اسم
جي 5 وارد بازار ايران شد.
آن زمان به قدري از اين جعبه خوشم آمد كه به يكي از نجارهاي روستا(لوندويل)يي كه در آن كار مي كردم سفارش ساخت 3 جعبه را دادم تا علاوه بر منزل،در اداره و مطب و هر جاي ديگري كه احتمال مي رفت در آنجا حضور مستمر داشته باشم ،اين جعبه جادويي را دراختيار داشته باشم.
اين جعبه به نوبه خود كمك زيادي به من كرد .
اما يكسري مسايلي نيز در استفاده از جعبه وجودداشت كه به هيج وجه قابل حل نبود.
مثل حجيم بودن،كم بودن جا براي فيشهاي زياد كتب پزشكي و..
از آن به بعد هميشه اين ايده درذهنم بود كه برنامه اي نرم افزاري داشته باشم تا به كمك آن بتوانم بر اساس منحني فراموشي به مرور مطالب درسي و علمي بپردازم.
اينترنت را جُستم وچند نرم افزار رايگان انگليسي پيدا كردم.
اما آنها نيز معايب فراوان داشتند وعلاوه بر فارسي نبودن(كه برايم زياد مشكل ساز نبود)به شكلي طراحي نشده بودند كه پاسخگوي نياز من باشند ودرواقع هدف از طراحي آنها صرفا آموزش زبان بود وبس.
تا اينكه در يكي از جستجوهاي خود به آگهي سايت روز آمد برخوردم و تبليغ نرم افزار فارسي لايتنر.
بلافاصله به مطالعه محتويات سايت پرداختم ودريافتم كه طراح نرم افزار بسيار زيركانه وآگاهانه تمام احتياج هاي يك مطالعه گر و آموزنده را در آن گنجانده است.
طبيعتا نرم افزار( را كه بطور آزمايشي در سايت قرار دارد واز اين آدرس قابل دانلود است)به سرعت دانلود كردم.
اما به قدري كار با آن را جالب ديدم كه حتي صبر نكردم تا مهلت 30 ساعته رايگان تمام شود وپول خريد را واريز كرده وكليد دائمي را دريافت كردم.
پس از آن چنان در بحر نرم افزار لايتنر غرق شدم كه حس كنجكاوي همسرم برانگيخنه شد وحقير مجبور گشت براي لپ تاپ ايشان نيز نرم افزاري جداگانه سفارش دهد.
(بگذريم از اينكه دختر بزرگم هم كليد كرده تا يك نسخه از نرم افزار براي كامپيوتر اونيز خريده شودكه مي دانم هنوز به حدي نرسيده كه قدرش رابداند ولذا برايش نخريده ام)هرچند كه ساعات استفاده او به مراتب كمتر از من است اما برق رضايت در هنگام كار در چشمانش پيداست.
البته نرم افزار خريداري شده من ،ويرايش 149 بود وپس از مدتي تايپ كردن و تهيه فلش كارت هنگامي كه تصميم گرفتم مطالب درسي را به صورت صوتي ضبط ومرور كنم متوجه شدم كه نرم افزار اصوات ضبط شده را درهم مي ريزد ومطالب قر وقاطي پخش مي شود.
اين ايراد ،هرچند مهم اماكوچك بود ودر مقايسه با ابتكار ونوآوري وشروع كار طراحان ايراني ،بي مقدار به نظر مي رسيد.
امروز طي تماس تلفني با مهندس جمالي قصد اطلاع رساني ودريافت راهنمايي براي حل اين مشكل را داشتم كه متوجه شدم ظاهرا اين ايراد نيز رفع شده و نسخه جديد بدون ايراد براي دانلود در سايت گذاشته شده است.
به هر حال به پزشكاني كه هنوز مطالعه مي كنند وگرفتاري هاي زندگي آنها را به ورطه لاكتابي نكشانده(وعلي الخصوص داوطلبين امتحان پذيرش دستيار) توصيه اكيد مي كنم كه نرم افزار را دانلود كرده واز 30 ساعت زمان رايگان آن استفاده كنند ومطمئن هستم كه مثل حقير،قبل از اتمام مهلت اعتبار ،حتما آن را خوهند خريد و
از آن لذت خواهند برد.
در زير مختصري از ويژگي هاي اين نرم افزار را درج مي كنم:

مشخص نمودن خودكار زمان مرور
مشخص‌كردن زمان مرور با دقت در سطح دقيقه و ثانيه
مرور مبتني بر زمان و مبتني بر كارت
تغيير سيستم مرور مبتني بر زمان به مرور مبتني بر كارت و برعكس به دفعات
تغيير زمان‌بندي مرور
فضاي نامحدود جعبه
فضاي نامحدود كارت
ثبت تصاوير و جداول در فلش‌كارت
ضبط صدا، افزودن فيلم آموزشی، افزودن فايل و ...
امكان يادگيري چند درس يا موضوع با يك جعبه (با قابليت مرور باهم و جداگانه‌ي آنها)
مرور هم‌زمان چندين درس يا موضوع (حتي با وجود جعبه‌هاي متعدد در مورد جعبه‌ي لايتنر)
به هم ريختن ترتيب همه‌ي كارت‌هاي آماده‌ي مرور هنگام مرور كارت‌ها
جستجوي آسان در ميان همه‌ي كارت‌ها
فهميدن تعداد دفعاتي كه يك كارت مرور شده و تعداد دفعاتي كه پاسخ درست داده شده
نمودار پيش‌رفت
امكان هديه‌ي كارت‌ها به ديگران بدون از دست‌دادن خود كارت‌ها
مرور ضربتي كارت‌ها بدون تغيير زمان‌بندي جاري جعبه
دسته‌بندي كارت‌ها به گروه‌هاي مجزا
تهيه‌ي نسخه‌ي كپي از كل كارت‌ها
مرتب‌سازي كارت‌ها (براساس مرحله، متن كارت، تاريخ آخرين مرور، تاريخ مرور بعدي و ...)
گزارش‌هاي متنوع از كارت‌ها



ضمنا داوطلبين امتحان دستياري كه از اين نرم افزار استفاده مي كنند مي توانند با حقير تماس بگيرند تاتقسيم كار كنيم وبتوانيم باكارگروهي فلش كارتهاي درسي را در زمان كمتري تهيه كنيم
.

Friday، July 06، 2007


ايرانسل توزرد

مدتها بود كه از پايين بودن سرعت اينترنت كلافه شده بودم تا اينكه حدود سه ماه قبل به توصيه يكي از دوستان، سيم كارت سيم سيم (جمهوري آذربايجان) را خريدم و با آن به گشت وگذار اينترنتي پرداختم.
سفري شيرين ولي كوتاه بود چون همه ده هزار تومان اعتبار كارت من در مدت كوتاهي آب شد واز بين رفت و حاصل چيزي نبود جز جنون مضاعف.
گويي كه معشوق ديرينت را ديده اي وبي آن كه به وصالش برسي رميده و رفته باشد.
خمار اينترنت موبايل بودم كه خبر رسيد :
ايرانسل در آستارا دكل زده است و عصر يك روز با ديدن آگهي طرح هاي رنگ ووارنگ ايرانسل به خود گفتم كه بالاخره پايان شب سيه رسيد ومن هم به وصال يار نايل شدم.
به سرعت به موبايل فروشي رفتم وكارت دائمي آن را به قيمت 160 هزار تومان خريدم.
با چه اشتياقي كارت را در دستگاه گذاشتم و اس ام اس درخواست را فرستادم.
پيغام خطا آمد.
فكر كردم اشتباه كرده ام ودوباره زدم.
باز همان پيام .
گفتم اولين روز ايرانسل است وكمي صبر كنم تا فردا مشكل حل خواهد شد.
فردا آمد ونشد.
اين تلاش هر روز تكرار مي شد تا اينكه ديروز با موفقيت به اينترنت دسترسي پيدا كرد.خيلي كند و دق آور بود.
سرعت 115 كيلوبايت در ثانيه اي در بالاي صفحه نوشته شده بود اما سرعت واقعي آن 2 يا 3 كيلو بايت در ثانيه بود.
احساس كردم كه باخته ام و تبليغات ايرانسل فريبي بيش نيست.
مثل فيلم هاي داستاني كه كسي دختري زيباروي را خواستگاري مي كرد شب عروسي متوجه مي شد كه خواهربددهن و وزشتش را به عقد او در آورده اند.
به اينترنت معمولي وصل شدم ودر گوگل در اين باره به جستجو پرداختم.
پُر بود از درد دل ديگران وگله از سرعت ايرانسل.
خودم را لعنت كردم كه چرا يكبار ديگر عجله كردم و چيزي را خريدم كه تو زرد از آب در آمده است.
وبا خودم عهد بستم كه ديگر هيچ وسيله اي را بدون تحقيق كامل نخرم.
همين.

Friday، June 01، 2007

دگزامتازون وكانديديازيس

چند سالي است كه به همت بعضي پزشكان درس خوانده در يكي از كشورهاي همسايه!!! ،درمان با دگزامتازون براي چاق كردن آدمهاي لاغر در آستارا مُد شده است.
هرچه هم به بيماران توضيح مي دهيم كه اين دارو وداروهاي مشابه آن خطرناك است زير بار نمي روند.
اين هم يكي از عوارض دگزامتازون:


مريض با كانديديازيس شديد دهاني مراجعه كرده بود .
در معاينه اظهار داشت كه براي چاق شدن تحت درمان خوراكي دگزامتازون است.

Tuesday، March 06، 2007

كتابهاي جديد ورايگان پزشكي

درمطالب قبلي برايتان از كتابهايي نوشتم كه ويژه موبايل وپي دي اي بود.
ديروز به معجزه ديگري دردنياي اينترنت برخوردم وآن هم سايت رپيد شير است.
در اين سايت دل انگيز، انواع واقسام فايل ها براي اشتراك با ديگران گذاشته شده والبته كتابهاي پزشكي چاپ 2007 و2006 و.. نيز در آن يافت مي شود.
اين هم ليستي از كتابهاي رايگان وجديد و گران قيمت خارجي كه مي توانيد دانلود كنيد ولذت ببريد.
http://medical-ebooks.blogspot.com/

البته كتابهاي غير پزشكي آن را هم مي توانيد از اين وبلاگ انتخاب كنيد:

http://rapidsharebooks.blogspot.com/index.html

Friday، March 02، 2007

کشف یک ژن کشنده ایرانی توسط دانشمندان آمریکایی وایرانی

دانشمندان ژنی را دریک خانواده ساکن تهران کشف کرده اند که موجب مرگ مبتلایان براثربیماری قلبی در جوانی ومیانسالی می شود.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید:
http://news.independent.co.uk/world/middle_east/article2318715.ece
یک کتاب جدید پزشکی برای آنها که عادت به مفتخوانی دارند:
حجم این کتاب حدود 45 مگابایت است ودانلود آن به درد کسانی می خورد که از نعمت
ADSL
برخوردارند.
ما که هنوز در آستارا سماق می مکیم وبا اینترنت نفتی خودمان می سوزیم ومی سازیم.
هندبوک طب اورژانس(زبان انگلیسی وبا فرمت پی دی اف)

Friday، February 23، 2007

يك عالمه كتاب پزشكي جديد ورايگان كه در هيج جاي ديگري پيدا نخواهيد كرد:

ديروز بطوراتفاقي به اين وبلاگ برخوردم وبا خواندن يكي از نوشته هاي آن به گنجينه اي از كتابهاي جديد پزشكي دست پيدا كردم.
كلي كتاب گران قيمت كه به بركت عدم عضويت ايران در معاهده كپي رايت ،به رايگان قابل استفاده است.
از هاريسون جديد گرفته تا واشنگتن و سسيل و ..
اين هم اسامي تعدادي از كتابهاي اين گنجينه:
Harrisons16 AHFS complete Drug Reference Dorlands Stedman`s Medical Dictionary Drug Interaction Facts Drugs in Pregnancy & Lactation Five-Minute Clinical Consult Minute Infectius Diseases Consult Five-Minute Toxicology Consult The AHA Clinical Cardian Consult A to Z DrugsCecil Clinical Companion22 Current Consult Medicine Current Essentials of Medicine Davi`s DRUG GUIDE 4 physicians Diagnostic & Statistical Manual of Mental Disorders Diagnostic Approach-Symptoms & Signs in Pediatrics Differential Diagnosis tools Drug Interaction Facts Herbal & Food supplements Drugology Drugs for Pregnant & Lactating Women Evidence-Based Diagnosis Ferri`s Clinical Advisor-Diagnosis & Treatment Handbook of Applied Therapeutics Handbook of Psychiatric Drug Therapy Handbook of Signs & Symptoms Ident-A-Drug Reference 2005 Internal Medicine On Call Manual of Clinical PsychoPharmacology Manual of Gynecology & Obstetrics Manual of Psychiatric Therapeutics Medicine Recall Mosby`s Medical Drug Reference Obstetrics & Gynecology Recall Outlines in Clinical Medicine Oxford HandBook of Acute Medicine Pediatrics Recall Physician`s Cancer Chemotherapy Drug Manual Physicians Drug HandBook Pocket OB-GYN Poisoning & Drug Overdose Radiology Review aunder`s Essential Clinical Medicine Stedman`s Abbrevations & Acronyms Surgical Recall The Olser Medical Handbook The Washington Manual OtoLaryngology Washington Manual Internship Survival Guide Washington Manual of Medical Therapeutics 31 Wills Eye Manual


فقط مواظب باشيد چون اگر از خارج كشور مي خواهيد اين كتابها را مفتخواني كنيد سروكارتان با اف بي آي و اينترپل و.. خواهد بود.
فقط وفقط براي پزشكان داخل كشور:
بشتابيد كه بي نظير است

ضمنا كامنت هم بگذاريد تا بدانم با مشكل برخورد كرديد يا نه

Friday، February 02، 2007

نرم افزاری جدید:
تصمیم گیری برای درمان سرپایی یا بستری کردن بیماران مبتلا به پنومونی با استفاده از این نرم افزار ساده که توسط خودم تهیه ونوشته شده است ،بسیارراحت خواهد بود:

لينك ايراد داشت وحذف كردم.
در روزهاي آينده مجددا خواهم گذاشت

Monday، January 22، 2007

دونرم افزار ساده وکم حجم پزشکی برای دانلود آماده کرده ام:
نرم افزار اول که فارسی سازی کرده ام مربوط به معاینه بیضه توسط اشخاص است وبا پاسخ به سوالها متوجه می شوید که نیازبه مراجعه به پزشک دارید یا خیر.
از اینجا دانلود کنید

نرم افزار دوم که توسط خودم طراحی شده است
معیارهای تشخیص دیابت شیرین
نام دارد که براساس کتاب هاریسون طراحی شده وبرای استفاده پزشکان وکادر پزشکی نوشته ام
از اینجا دانلود کنید

Saturday، December 30، 2006

كتابچه قوانين معافيت پزشكي را به شكل فايل پي دي اف تهيه كردم.
مي توانيد از اينجا دانلود كنيد:

http://siavash.imany.googlepages.com

Friday، July 28، 2006




اميد باغبان رضوان، از همدوره اي هاي دوست داشتني ما در دانشگاه علوم پزشكي گيلان بود. حيف كه زود از دست رفت.
يكي از بهترين خاطرات من واو در سفر يك هفته اي به استان مازندران وتركمن صحرا بود. براي عيد قربان وتماشاي مراسم ويژه عيد در تركمن صحرا به آنجا مي رفتيم. يك شب را هم در ساري ودر منزل اميد مانديم. پدر ومادري خوب واجتماعي داشت. وقتي خبر مرگ او را شنيدم خيلي ناراحت شدم .هر چند مشغله زندگي وفَعَلگي براي زيستن مانع شده بود كه چند سالي از او با خبر باشم. اما اين دوري نتوانست جلودارم شود واز شدت تاثر گريستم. در اينجا چند عكس از او براي تجديد خاطرات قديم مي گذارم:
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

مجموعه همين عكسها به صورت زيپ شده براي دانلود:
http://siavash.imany.googlepages.com/omid.zip


لينك پايين هم مقاله اي از خانم مهوش خانزاد(مادرِاميد)است با عنوان
بهاي جان يك انسان
http://www.iraninstitute.net/1381/810419/html/dialog.htm

Friday، May 26، 2006




كتابي جديد كه براي دانلود آماده كردم:

نام آوران ادبيات معاصر گيلان زمين-فرامرز طالبي

ازاينجا دانلود كنيد
فايل پي دي اف حدود يك مگابايت

Tuesday، May 23، 2006

محمود كوزه گر
همدوره اي هاي ما حتما محمود كوزه گر را به ياد دارند.چيزي بود در مايه بهلول .
تا از نزديك به كارهايش دقيق نمي شدي نمي توانستي بفهمي سفيه است يا عاقل.
در اوج بلاهت كارهايي مي كرد كه انگشت به دهن حيران مي مانديم.
شايد بگوييد اگر سفيه بود كه دررشته پزشكي قبول نمي شد.
اما حرفتان بيخود است چون در كشورما هيچ كاري نشد ندارد.وگفته اند خواستن توانستن است.
###
گرماي شرجي رشت وناله هاي زنان پا به زا كه در اتاق دليوري مشغول زايمان بودند حال آدم را حسابي مي گرفت.در دل به رييس گروه زنان فحش مي دادم چون دستور داده بود كه ماانترنهاي پسر حداقل در بيست زايمان حضور داشته باشيم وبرگه حضور را به مهر رزيدنتهاي پر افاده زنان ممهور كنيم.
مي گفتند كه اين دستور از زماني صادر شده كه كميته طرح انطباق طي نامه اي اعلام كرده بهتر است انترنهاي پسر در اتاق زايمان حضور نداشته باشند.
جناب رييس گروه هم كه تحصيل كرده آمريكا بود از روي لجبازي آن دستور كذا را داده بود.
***
از شانس من آن روز زايمانِ زني روستايي به من محول شد.زن نه كه ديوي بود درقالب زن .از آن تيپ آدمها كه يك تنه دوگاو را مي توانست بلند كند. آنقدر هم غذاخورده بود كه با هر بار زور زدن مقدار زيادي مدفوع بيرون مي ريخت.
ماسك صورتم را دوتايي كردم تا محصول جانبي اين تولد ميمون موجب استفراغم نشود.
صحنه اي بود كه حالم را از هرچه زن به هم مي زد.باور كنيد اگر من جاي مسوول كميته طرح انطباق واينجور حرف ها بودم دستور مي دادم كه دانشجويان پسرِ همه رشته ها براي گردش علمي به اتاق زايمان آورده شوند .آن وقت مطمئنا تا چند هفته تمايل جنسي شان كاهش مي يافت.
فرم چاپي شرح حال بيماران را قبلا پر كرده ومشغول اداره زايمان شده بودم كه ناگهان از اتاق ليبر صداي داد وفرياد وفحش هاي جانانه زنانه شنيدم .
دوان دوان به آنجا رفتم.
محمد كوزه گر را در گوشه اي ديدم .زن زائو هم درد زايمان را فراموش كرده وسرپا ايستاده بود و فحش هايي آبدار نثار محمود مي كردو مي خواست محمود را به عقد نكاح شوهرش در آورد.!
جريان را پرسيديم.محمود گفت والله نمي دانم داشتم شرح حال را از روي فرم پر مي كردم كه خانم اعتراض كرد.
از زائو پرسيديم گفت:
مردك آشغال !من دارم شكم چهارم را مي زام .از من مي پرسه خانم شما متاهل هستيد يا مجرد؟
ودوباره شروع كرد به جيغ كشيدن
ماندن جايز نبود چون ممكن بود من را هم از اين نكاح بي نصيب نگذارد.
دوان دوان بيرون آمدم وخبر اين شيرين كاري محمود را تلفني به اطلاع دوستان رساندم.
محمود بود ديگر چه مي شد كرد.

Monday، March 20، 2006


الان که در پایتخت کشور هستم واز اینترنت پر سرعت استفاده می کنم تازه معنای اینترنت را می فهمم.
در آستارا که اینترنت ما مثل تلویزیونهای لامپی قدیمی حرص آدم را در می آورد.
چندروز قبل خبربدی از یکی از دوستان برایم نقل قول کردند گویا متاسفانه دوست قدیمی ام امین سماواتی نیز فوت کرده است.
پارسال یا دو سال پیش بود که خبر مرگ امید باغبان دلم را به شدت آزرد.
امید را دوست داشتم چون دوست داشتنی بود
اما با امین دوست بودم چون کاراکتر جذابی داشت
اما افسوس که سالها از هردو بیخبر ماندم...
به هرحال امیدوارم که این خبر صحت نداشته باشد.
در حال تهیه کتابچه آموزشی ایدز هستم وامیدوارم تا پایان تعطیلات نوروزی این کتاب را تمام کنم.

پنج شنبه دهم فروردین سال هشتاد وپنج